مرتضى مطهرى
223
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
--> از ائمه بعد هم يكى بعد از ديگرى روايت داريم . ما ، هم احاديث نبوى داريم و هم احاديث غير نبوى ، ولى آنها فقط احاديث نبوى دارند . به اين جهت است كه از آنها اينقدر مايه نگرفته است . آن مقدار كمى را هم كه چه به صورت دعا و چه به صورت حديث نقل كردهاند ، دنبال نكردهاند . - عدهاى از ائمه شيعه هم در دورهاى زندگى مىكردهاند كه بحث عقلى و فلسفى در اسلام اوج گرفته بود . استاد : بله ، همين طور است . در اينجا بحث خيلى دقيقى هم هست و بايد دقت كرد و كسى هم خيلى دنبال آن را نگرفته است كه آيا بحثهاى عقلى شيعه بر بحثهايى كه به اصطلاح با ترجمهء فلسفه و منطق به وجود آمده است تقدم دارد يا اينها بعد از دورهء ترجمهء فلسفه و منطق به وجود آمده است ؟ و اين بحث ، بحث خيلى جالبى هم هست . ما دلايل بسيار متقن داريم كه اصلا اين مباحث قبل از اينها به وجود آمده است همين طور كه بحثهاى كلامى هم قبل از دورهء ترجمه مطرح بوده است . فرنگيها خيلى كوشش كردهاند كه براى بحثهاى كلام عقلى ريشهء يونانى يا ريشه هندى پيدا كنند ولى اصلا پيدا نمىشود ؛ يعنى بسيارى از اين بحثهاى كلام عقلى در وقتى پيدا شده است كه هنوز نه از هند چيزى آمده بود و نه از يونان چيزى بود . بعضى از مسيحيها مىگويند كه اين مباحث از ناحيهء مسيحيان سورى سريانى آمده است . اينها هم اصلا نمىتوانند اين مطلب را ثابت كنند . مثلا همين ابو الهذيل علّاف كه متعلق به اول قرن دوم است مسائل و مباحثى را مطرح كرده است ، در صورتى كه اصلا هنوز فلسفهاى ترجمه نشده بوده است . و بعلاوهء ، مسألهء ديگرى كه در اينجا هست اين است كه مسائل عقلى و فكرى ، اول بار كه طرح شد در بحثهاى خوارج طرح شد كه در استدلالهاى حضرت امير ( ع ) هم هست . اصلا بحث چون و چرا و اينكه هر كسى مرتكب كبيره بشود آيا كافر است يا كافر نيست و بعد بحث جبر و اختيار ، در قرن اول و اوايل قرن دوم هجرى مطرح شده است . بحث جبر و اختيار به طور قطع در نيمهء دوم قرن اول هجرى به صورت يك بحث عقلى طرح شده است و بلكه اين قضيه در نيمهء اول به صورت سؤال و جواب طرح شده است . اين مسأله در همان حديثى كه از امير المؤمنين هست و در نهج البلاغه هم آمده است مطرح شده است كه وقتى حضرت امير از صفّين بر مىگشت يك كسى آمد سؤال كرد و گفت اينكه ما رفتيم و برگشتيم « بقضاء من اللّه و قدر ؟ » ( نهج البلاغه ، حكمت 78 ) اگر به قضا و قدر الهى بوده پس ما چه اجرى مىتوانيم داشته باشيم و اگر به قضا و قدر الهى نبوده ، مگر مىتواند چيزى در عالم واقع شود و به قضا و قدر الهى نباشد ؟ پس اين سؤالات مطرح بوده است . .